خرید بک لینک
مزار پدر پیانوی ایرانی،مرتضی خان محجوبی سوگواران را مجال بازدید و دید نیستبازگرد ای عید از زندان که ما را عید نیستگفتن لفظ مبارکباد طوطی در قفسشاهد آیینه دل داند که جز تقلید نیستعید نوروزی که از بیداد ضحاکی عزاست هرکه شادی می کند ازدورۀ جمشید نیست سر به زیر پر از آن دارم که با من این زماندیگر آن م

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 7:06

در این پست،گزیده ای از کارهای استاد مرتضی حنانه را می شنویم: Fantasy for Violin and Orchestra Rondo Capricciso Sabr (Patience) Zafar (Triumph) Ala Titi (sung by Naser Masudi) Damavand Bakhtiari Theme Nature Solo Clarinet Birds Sunrise Bakhtiari Waltz Gilani-Kurdish Music Kurdish Song (sung by M

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 7:03

"دیدی که رسوا شد دلم" آهنگساز:استاد علی تجویدی شعر:رهی معیری خواننده:مرضیه دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم ای و

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 16:41

برای حلبچه شعر:شیرکو بیکس له دوای خنکانی حه له بچه (پس از خفه کردن حلبچه) سکالاییکی دریژم .... (شکایتی بلند...) نووسی بو خوا (برای خدا نوشتم) به ر له خه لکی بو دره ختیکم خوینده وه (قبل از هر کس برای درختی خواندمش) دره خت گریا (درخت گریست) له په نایا بالنده یه کی پوسته چی وتی باشه (زیر

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 16:41

امسال،به مناسبت سالروز درگذشت علی اکبر خان شهنازی،مردی که هر وقت به یادش میاورم احساس غرور می کنم، 7 ساز و آواز به همراهی اقبال السلطان(اقبال آذر) و ابراهیم منصوری از صفحات ضبط شده در 1305 شمسی را می شنویم و بررسی می کنیم: پ.ن:بیش تر قطعات نواخته شده،جز ردیف دوره ی عالی علی اکبر خان شهنازی می با

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 16:41

در این پست،روایتی از ردیف را گوش می دهیم که به کوشش جناب مهدی کمالیان تهییه گشته است.آقای کمالیان،ردیف را با اجرای استاد سعید هرمزی و یوسف فروتن ضبط کرده اند.(در آینده به بررسی ردیف فروتن نیز خواهیم پرداخت) پ.ن:این ردیف،فاقد دستگاه راست پنجگاه است.می توان گفت این روایت،گزیده ی ردیف و به نوعی ردیف

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 3:12

برای "حسن محمدی"


تا نپنداری ز یادت غافلم...


چاووش 8



برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 3:12

غزل منسوب به نورعلی خان برومند را که احمد کریمی به روایت از برادرش محمود علی برومند در کتاب "به یاد برومند" آورده است، در اینجا برایتان می نویسم. گمان مبر که اگر نیش خنجر از پولاد به دیدگان بزنی دل شود ز غم آزاد مرا که دست قضا بر دو دیده خنجر زد به سال هاست که از دست دل زنم فریاد

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 23:14

با فرارسیدن چهار شنبه سوری گاهی فکر چکونگی تضاد بین روز چهار شنبه که در گاهشماری ایرانیان باستان و جود نداشته و گرامیداشت و برپایی جشن و سور و سرور آتش که در فرهنگ و ایین های ایرانیان باستان وجود داشت بروز می یابد. بر پایه گاهشماری و تقویم ایران باستان ایام روزهای هفته شنبه تا جمعه وجود ندا

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 23:14

«مردم عزیز؛ من هم مثل شما انسانهای نجیب و غمخوار از فاجعه مرگ هولناک هموطنان و امدادگران عزیزمان به اندوهی عمیق افتادم. به همین خاطر در سوگ این شهیدان دلیر با کمانچه و آواز در پردههای مختلف، آیین شیون زنان لرستان را که در مرگ عزیزانشان بیامان کلمات «وی وی.هه دا هه رو» را جمعی میخوانند، اجرا کردهام. با این امید که این اندوهِ گران به مدد شعر و موسیقی، اندکی قابل تحملتر شود: ای فریاد جگرم سوخت… عزیزم سوخت… بعداز او بی کس و کار شدم… حیف از تو! گِل رویت ریخته شود… این گِل برروی دشمنانت ریخته شود.. این خانه کیست؟خراب و ویرانه!... صدای شوم جغد در آن کرده لانه… مگر زمانی داغ تو از یادمان برود،که سنگ بالین و گِل بالا پوشمان شود… علی اکبر شکارچی بهمن ۹۵» دانل

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

#آرمین_محمدی،به دعوت علی رضایی اومده بود قروه!!!

به راستی که یکی از نوابغ موسیقیه.پسر خیلی خوب و مشتی ای بود.

امیدوارم موفق باشه


شب خیلی خوبی بود

خستگی م در رفت!!!

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

در آستانه ی #انقلاب_نور ،تولّدت مبارک پسر! یه سری از آدما با بقیه فرق دارن!هیچ طوری نمیشه فراموششون کرد!!!من جمله محمد رضا رهنما!!! . واسه رد شدن از این تنهاییا یاد تو همیشه همراه منه این روزا پر میشه از تکرار تو وقتی نبض عشق تو رگهام می زنه با تو #آرامش و احساس می کنم تازه میشه هر نفس دنیای من بهترین لحظه ی دنیاس وقتی که عطر تو می پیچه تو رویای من با تو #خوشبختی دیگه یه قصه نیست یه حقیقته مثل یه #معجزه س انگاری باید میومدی که من با تو پرواز کنم از این قفس . . . #رفیق #زندگی #همه_چی #محمد_رضا #رهنما #روانی #اصفهان#پروپانول

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

جمعه که با سینا و احسان یه سر به کتابسرای "مهرگان" رفتیم،بعد کلی بحث،موقع برگشت یهو چشمم به یه کتاب خورد!"دیوان لطفعلی خان صحرایی-بکوشش علی اصغر ایزدی" قبلا فقط یه غزلش رو تو کتاب "آواهای سرزمین پدری ام"خونده بودم و اطلاعات چندانی راجع بهش نداشتم.حس وطن دوستی م گل کرد و با وجود کمبود بودجه،14000 دادم و خریدمش(هیچ احساس پشیمونی ای ندارم!!!) بعد اینکه برگشتم خونه،کتاب رو باز کردم و دیدم که غالب شعراش فارسی ه.خیلی برام عجیب بود.خوندم و خوندم و خوندم و هم چنان میل به خوندن داشتم!!!اگه شعرش رو بهم میدادن بدون شک،گمان می کردم سروده ی سعدی ه. خلاصه عجب شعرایی گفته!سرم که خلوت بشه،حتما تایپ ش میکنم و میذارم تو وبلاگ. لطفعلی صحرایی(1271-1355 استان کرمانشاه-شهرستان سنقر-روستای چرمله ی علیی-دهستان سنقر و کلیایی-طایفه ی فیله کری)

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

به قید زلف مهxadرویان نه تنها من گرفتارم هزاران مبتلا دارند و هم نیز ناچارم فدای چشم مشکینت به رحمت سوی ما بنگر که در پاین بیندازیم سر و جانی اگر دارم الا ای یوسف مصری کلاف من دل و جان است به یک ساعت به وصلت گر دهی اینک خریدارم به جانت کز دل و از جان چنانت دوست میxadدارم که غیر از یاد رویت هیچ در خاطر نمیxadآرم ز عشقت ای صنم دیگر من آن اوثان فرخاری ملامت چون کنم زیرا که خود دارای زنّارم چو برپاخاستی جانا قیامت آمدم بر سر به روی نار ننشستی نشایندی تو بر نارم از آن روزی که بنمودی گرفتارم به قید هجر به دل نار و به شوق و به دیده اشک میxadبارم به هجران مبتلایم کردی و هیچم نمیxadپرسی خدا را رحمتی آور که من مشتاق دیدارم نصیحت کم نما واعظ که پندت نشنوم زیرا که من با دلبری طرّار باشد سر و کارم به صحرایی خلاف میل تو باشد بسی دشوار دهندم بیxadرضایت گرچه دارین است بیزارم سمت چپ-لطفعلی خان صحرایی(127

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

محمد رئوف قنبری (متولد اول مهرماه 1332 در قروه سنندج) دوره اول متوسطه را در شهرستان قروه سنندج و دوره دوم متوسطه (دیپلم) در شهرستان همدان (سال 1353) گذراند. در پاییز همان سال بعد از موفقیت در کنکور به تهران آمد و در رشته علوم آزمایشگاهی تشخیص طبی مشغول تحصیل شد و پس از اتمام دوره تحصیل در وزارت نفت مشغول به کار شد و در حال حاضر جزو کارشناسان برجسته این وزارتخانه است.در سال 1360 ازدواج کرد و ثمره این پیوند دو فرزند پسر است ـ شاگردی (هنرجویی) را در محضر استاد حاتم عسکری در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز و در محضر بزرگانی چون شاپور رحیمی، علیآقا داور، مهدی کمالیان امینالله رشیدی و بیشتر از همه استاد رجبعلی امیری فلاح تلمذ کرد.جهت ادای دین و بهجا آوردن حق استاد و شاگردی، اقدامات قابل توجهی برای استاد امیری انجام شد: قبل از همه، معرفی استاد به آقای رضا مهدوی مدیریت وقت پژوهشهای کاربردی موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و دعوت ایشان به صفحه هنری روزنامه کیهان و درج مصاحبه استاد امیری در روزنامه و در نتیجه، پیآمدهای خوب بعدی و همچنین دعوت از شبکه سراسری رادیو «نوای آشنا» در سال 1372

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

"شاهنامه ی کُردی" اثر میرزا الماس خان کندوله ای،فرمانده تیپ سنندج(فوج کردستان) سپاه نادرشاه،از بزرگ ترین شاعران کُردپعد از اینکه به دلیل عقب نشینی اشتباه میرزا الماس،سپاه نادرشاه در برابر عثمانی شکست میخوره؛الماس از مقام ش خلع میشه و به روستای خودش،"کندوله(کنوله)"بر می گرده و بقیه ی عمر رو به تنبور نوازی و سرودن شعر میپردازه!شاهنامه ی کردی،منظومه ی خورشید و خاوران،موش و گربه، برزو نامه، نادر و توپال، خاوران، علی و ناتل، برزو و فولادوند، رستم و نهنگ جم جم،منظومه ی هفت لشکر،منظومه ی خسرو و شیرین،منظومه شیرین و فرهاد از آثار برجسته ی اوست!..به باور مردم مردم منطقه بیلوار و کلیائی،بعد از گردآوری شاهنامه،شاه پیکی فرستاد که الماس به دربار برگرده ولی وقتی پیک رسید،مردم جنازه ی اونو با نوای دهل و سرنا به دامنه "کوه پیرافته" میبردن که دفن کنن(سرنوشتی مشابه فردوسی)میرزام خامووشان میرزام خامووشانمبارەکت بوو ماوای خامووشاننووشت بوو بادەی بیھووشی ھووشانرەفیق مەجڵس جەرگەی مەی نووشانسەرای سەنگ و گل وەنت بار نەبوورووھت نە دیوان شەرمەسار نەبووھانام بۆ ئێجاز دئای خاسان بووسزای گوڕ ئەفشار وەنت

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

پوستینی کهنه دارم من، یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبارآلود. سالخوردی جاودان مانند. مانده میراث از نیاکانم مرا، این روزگارآلود. جز پدرم آیا کسی را می شناسم من؛ کز نیاکانم سخن گفتم؟ نزد آن قومی که ذرّات شرف در خانه خونشان کرده جا را بهر هر چیز دگر، حتی برای آدمیّت، تنگ، خنده دارد از نیاکانی سخن گفتن، که من گفتم. جز پدرم آری من نیای دیگری نشناختم هرگز. نیز او چون من سخن می گفت. همچنین دنبال کن تا آن پدر جدّم، کاندر اخم جنگلی، خمیازه ی کوهی روز و شب می گشت، یا می خفت. این دبیر گیج و گول و کوردل: تاریخ، تا مُذَهّب دفترش را گاهگه می خواست، با پریشان سرگذشتی از نیاکانم بیالاید، رعشه می افتادش اندر دست. در بُنان دُرفشانش کلک شیرین سلک می لرزید، حبرش اندر لیقه چون سنگ سیه می بست. زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد برمی خاست: -«هان، کجایی، ای عموی مهربان! بنویس. ماه نو را دوش ما با چاکران، در نیمه شب دیدیم. مادیان سرخ یال ما سه کرّت تا سحر زایید. در کدامین عهد بوده ست این چنین، یا آن چنان بنویس.» لیک هیچت غم مباد از این، ای عموی مهربان، تاریخ! پوستینی

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43


واقعا هم خدا یک جو شانس بدهد؛

چه شانسی؟

خریت!اوه که چه نعمتی است؛چه سرمایه ای است؛خوشبختی هر کس به میزان برخورداری او از این نعمت عظیم است و بس.
این است تنها راز سعادت آدمی در حیات و بقیه اش همه حرف است و فلسفه بافی.
چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد.
چه تلخ است میوه درخت بینایی!

کویر
علی شریعتی

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

سال 1394 که خبر چاپ دست نوشته های فرهاد ارژنگی را خواندم،بار اولی بود که نامش را می شنیدم.بنا بر یک حس درونی بدون اتلاف وقت،به آقای آیینی سفارش کردم که دو جلد کتاب را برایم تهیه کند.بعد از خواندن مقدمه ی کتاب،حال خوبی نداشتم.در اینترنت به دنبال فرهاد ارژنگی گشتم. و دریغ و دریغ از این چرخ چپ گرد... بدون شک اگر مانده بود،برگ زرّینی بود بر هنر مملکت چرا که از اندک آثاری که از او در دست است می توان فهمید چند مَرده حلّاج است.من که به او شهنازی ثانی می گویم.خود شهنازی هم همیشه از او به عنوان بهترین شاگرد خود یاد می کرده و گریه اش می گرفته گویا. یادش گرامی و روانش مینوی مزار مرمت شده ی فرهاد ارژنگی در سال 1391 مرحوم استاد حاج علی اکبر خان شهنازی دانلود تار فرهاد ارژنگی به همراهی سنتور جناب دکتر داریوش صفوت(خواننده را نمی شناسم) دانلود تکنوازی تار فرهاد ارژنگی در دستگاه سه گاه با دکلمه ی شعری به یاد فرهاد دانلود تکنوازی تار فرهاد ارژنگی در دستگاه چهارگاه

برچسب: نویسنده: آرمان حسنی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 2:43

صفحه بندی